تبليغاتX
یه کلمه حرف حساب

333چشماتو ببند ، حالا بشین یه گوشه ، بشین و فکر کن، به چی ؟ فکر کن و تصور کن ، تصور کن که هیچ کس نبود ، هیچ چیز نبود ، هیچ جا نبود ، برهوت واقعی ، یا یه چیزی فراتر ، خودت بودی با هیچ چیز ف وحشت خفه ات می کند ، قلبت تند تند می زند ، چشمانت هیچ را می بیند ، چشم می تواند چیزهایی که هیچ است ببیند ، وقتی هیچ را نبیند ، به مغز هشدار می دهد و تو احساس خطر می کنی ، چشمت همه چیز را نمی بیند ، اگر میدید ، اگر می توانست ، آنوقت مغزت از کار می افتاد ، دیگر پیام خطر را صادر نمی کرد ، آرام می گرفت ، سکوت می کرد ، از حرکت می ایستاد ، مثل قلبت ، لبانت ، دستانت ، پایت همه می ایستند که مبادا حرکتشان غافلشان کند ازدیدن همه چیز ، دلت نمی خواهد هیچ وقت همه چیز را از دست بدهی ، دلت می خواهد هیچ چیزهایت را بدهی و همه چیز را فقط داشته باشی ، همان همه چیزی که اگر به یکی بگویی من فقط آن را دارم به تو می خندد ، آن کس که هیچ چیز دارد به تو که همه چیز داری میخندد ، چشمان او همه چیز تو را نمیبند ، او مبهوت هیچ چیز خویش است ، اگر به همه چیزت رسیدی از او بخواه ، به او التماس کن که  کورمان کند ، مثل تو که کور شدی و توانستی او را ببینی ، کورمان کند.

.

ای همه چیز هیچ چیز های عالم مارا به دیدن خودت نابینااز هیچ چیز ها  کن .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 20:43  توسط دلتنگ  | 

نامت چه بود؟

-آدم

فرزند؟

-من را نه مادری نه پدر بنویس اول یتیم عالم خلقت

محل تولد؟

-بهشت پاک

اینک محل سکونت؟

-زمین خاک

آن چیست برگرده نهادی؟

-امانت است

قدّت؟

-روزی چنان بلند که همسایه خدا اینک به قدر سایه بختم به روی خاک

اعضای خانواده؟

-حوای خوب وپاک قابیل خشمناک هابیل زیر خاک

روز تولد؟

-در روز جمعه ای به گمانم که روزعشق

رنگت؟

-اینک فقط سیاه زشرم چنان گناه

چشمت؟

-رنگی به رنگ بارش باران که ببارد زآسمان

وزنت؟

-نه آن چنان سبک که پرم در هوای دوست نه آن چنان وزین که نشینم براین زمین

جنست؟

-نیمی مرا زخاک نیم دیگر خدا

شغلت؟

-درکار کشت امیدم به روی خاک

شاکی تو؟

-خدا

نام وکیل؟

-آن هم فقط خدا

جرمت؟

یک سیب از درخت وسوسه

تنها همین؟

-همین!!!

حکمت؟

-تبعید در زمین

همدست در گناه؟

-حوای آشنا

ترسیده ای؟

-کمی

زچه؟

-که شوم من اسیر خاک

آیا کسی به ملاقاتت آمده است؟

-بلی

که؟

-گاهی فقط خدا

داری گلایه ای؟

-دیگر گلایه نه ولی …

ولی که چه؟

-حکمی چنین آن هم به یک گناه!!؟

دلتنگ گشته ای؟

-زیاد

برای که؟

-تنها فقط خدا

آورده ای سند؟

-بلی

چه؟

-دو قطره اشک

داری تو ضامنی؟

-بلی

چه کس؟

-تنها کسم خدا

در آخرین دفاعت؟

-می خوانمش چنان که اجابت کند دعا

...................................................

 

 برای شروع دوباره..........!

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 9:35  توسط دلتنگ  | 

الهم عجل لولیک الفرج